تحولات منطقه

کودکی که گوشی را در دست می‌گیرد، فقط وارد یک شبکه اجتماعی یا بازی آنلاین نمی‌شود؛ وارد جهانی می‌شود که پشت هرتصویر و پیام آن،الگوریتمی برای جلب توجه، تبلیغی برای اثرگذاری و گاهی فردی ناشناس برای سوءاستفاده ایستاده است.

۲۳ درصد کودکان با فیلترشکن آنلاین می‌شوند /  زنگ خطر برای امنیت نسل جدید
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

کودکی که گوشی را در دست می‌گیرد، فقط وارد یک شبکه اجتماعی یا بازی آنلاین نمی‌شود؛ وارد جهانی می‌شود که پشت هرتصویر و پیام آن،الگوریتمی برای جلب توجه، تبلیغی برای اثرگذاری و گاهی فردی ناشناس برای سوءاستفاده ایستاده است.

حالا اگر مسیر ورود این کودک به اینترنت با یک فیلترشکن باز شود، مسئله دیگر فقط عبور از یک محدودیت دسترسی نیست؛ پای امنیت، حریم خصوصی، سلامت روان و حتی شیوه جامعه‌ پذیری نسلی در میان است.

براساس افکارسنجی مطرح‌شده درباره زیست کودکان و نوجوانان در فضای مجازی، حدود ۲۳ درصد کاربران ۶ تا ۱۵ ساله از فیلترشکن استفاده می‌کنند؛عددی که اگرچه تنها یک شاخص آماری است، اما زنگ هشداری جدی درباره کیفیت و ایمنی زیست دیجیتال کودکان به شمار می‌رود.

تصویر کودکی که با تلفن همراه در اتاق نشسته و با چند لمس ساده وارد جهانی بی‌مرز می‌شود،دیگر تصویر غریبی نیست؛اینترنت برای نسل جدید نه یک فناوری تازه، بلکه بخشی از زندگی روزمره است؛ مدرسه، بازی، سرگرمی، ارتباط با دوستان، جست‌ وجوی اطلاعات و حتی شکل‌گیری بخشی از هویت اجتماعی کودکان در همین محیط اتفاق می‌افتد.

اما در ایران، این زیست دیجیتال یک ویژگی مهم دیگر نیز پیدا کرده است: استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیت‌های اینترنتی؛ برای بخشی از کودکان، فیلترشکن دیگر یک ابزار استثنایی نیست؛ نرم‌افزاری است که مانند بسیاری از برنامه‌های دیگر روی تلفن همراه نصب می‌شود. همین عادی‌شدن است که موضوع را از سطح یک انتخاب فناورانه به یک مسئله اجتماعی و تربیتی تبدیل می‌کند.

محمدمهدی سید ناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان،معتقد است استفاده کودک از فیلترشکن را نباید صرفاً یک رفتار تکنولوژیک دانست؛ از نگاه او، کودک ممکن است در نخستین تجربه خود از اینترنت بیاموزد که برای رسیدن به هدف باید از یک محدودیت عبور کند؛ تجربه‌ای که می‌تواند پیامدهایی فراتر از خود نرم‌افزار داشته باشد.

البته این تحلیل به معنای آن نیست که هر کودکی که از فیلترشکن استفاده می‌کند الزاماً دچار آسیب تربیتی یا روانی خواهد شد. مسئله اصلی، قرار گرفتن کودک در معرض مجموعه‌ای از خطرهاست که ممکن است با دسترسی گسترده‌تر و کنترل‌ نشده افزایش پیدا کند.

فیلترشکن؛ ابزار ساده یا دروازه‌ای به اینترنت بی‌مرز؟

برای یک کاربر بزرگسال، فیلترشکن ممکن است صرفاً ابزاری برای دسترسی به یک سایت یا پلتفرم باشد؛ اما کودک تفاوت چندانی میان «ابزار دسترسی» و «محیطی که پس از دسترسی با آن روبه‌رو می‌شود» قائل نیست. او ممکن است نداند برنامه‌ای که روی گوشی نصب کرده چه داده‌هایی جمع‌آوری می‌کند، چه مجوزهایی دارد یا اطلاعاتش از چه مسیری عبور می‌کند.

این موضوع از منظر امنیت سایبری اهمیت ویژه‌ای دارد. یونیسف نیز در توصیه‌ های خود به خانواده‌ها بر بررسی مجوزهای برنامه‌ ها، تنظیمات حریم خصوصی، کنترل دسترسی به دوربین، میکروفون، مخاطبان و موقعیت مکانی تأکید کرده است؛ به گفته این نهاد، کودکان و به‌ ویژه سنین پایین‌تر، ممکن است درک کاملی از پیامدهای به اشتراک گذاشتن داده‌های شخصی و ردپای دیجیتال خود نداشته باشند.

در مورد فیلترشکن، این مسئله پیچیده‌تر می‌شود؛ زیرا کیفیت و سیاست‌های حفظ حریم خصوصی همه ابزارها یکسان نیست. کاربر ممکن است تصور کند با نصب یک برنامه، صرفاً مسیر اتصال خود را تغییر داده است، در حالی که یک نرم‌افزار ناشناس می‌تواند مجوزها و دسترسی‌هایی فراتر از نیاز واقعی خود داشته باشد.

برای کودک، چنین ریسکی جدی‌تر است؛ چون معمولاً نه از مفهوم داده شخصی شناخت کافی دارد و نه می‌تواند تشخیص دهد یک برنامه معتبر است یا نه؛ از همین‌جا مفهوم «عادی شدن ناامنی» شکل می‌گیرد؛ یعنی کودک به تدریج یاد می‌گیرد حضور در محیط دیجیتال با نصب نرم‌افزارهای ناشناس، پذیرفتن مجوزهای مختلف و عبور از هشدارهای امنیتی، امری طبیعی است؛ این شاید یکی از مهم‌ترین آسیب‌های پنهان ماجرا باشد.

کودکی که از فیلترشکن عبور می‌کند، با چه جهانی روبه ‌رو می‌شود؟

مشکل فقط خود فیلترشکن نیست؛ مسئله اصلی می‌تواند جهانی باشد که پس از عبور از محدودیت در برابر کودک قرار می‌گیرد.

فضای آنلاین ترکیبی از محتوای مفید و زیان ‌بار است؛ کودک ممکن است در چند دقیقه به محتوای آموزشی ارزشمند برسد و در چند دقیقه بعد با خشونت، قلدری سایبری، کلاهبرداری، محتوای جنسی نامتناسب با سن، نفرت‌پراکنی یا ارتباط با افراد ناشناس مواجه شود.

یونیسف در گزارش‌ها و توصیه‌های اخیر خود درباره امنیت آنلاین کودکان، طیف خطرها را بسیار گسترده‌ تر از مسئله محتوای نامناسب می‌داند و از سوء استفاده جنسی آنلاین، باج‌ گیری، قلدری سایبری، نفرت‌ پراکنی، نقض حریم خصوصی، سوءاستفاده تجاری از داده‌ها و دستکاری کودکان به عنوان بخشی از تهدیدهای محیط دیجیتال نام می‌برد.

این یعنی اگر فیلترشکن به کودک امکان دسترسی به محیط‌هایی را بدهد که سازوکارهای حفاظتی متناسب با سن او در آن ضعیف‌تر است، ریسک مواجهه با چنین محتواهایی می‌تواند افزایش پیدا کند.

اما نباید دراینجا نیز دچار ساده‌سازی شد؛ نمی‌توان گفت «فیلترشکن مساوی با آسیب» یا اینکه هر محتوای خارج از فضای محدودشده خطرناک است؛ مسئله، نبودن سازوکار مطمئن برای تشخیص، هدایت و حمایت از کودک است؛ کودک باید بتواند در اینترنت جست‌وجو کند، بازی کند، یاد بگیرد و ارتباط داشته باشد؛ اما در محیطی که برای سن و مرحله رشد او طراحی شده باشد.

حریم خصوصی؛ خطری که کودک حتی متوجه آن نمی‌شود

یکی از جدی‌ترین ابعاد این ماجرا، حریم خصوصی است؛ خطری که اتفاقاً ممکن است برای کودک قابل مشاهده نباشد.

کودک شاید بداند یک تصویر یا ویدئو را منتشر کرده، اما نمی‌داند همان رفتار چگونه می‌تواند بخشی از یک پروفایل دیجیتال بزرگ ‌تر شود؛ جست‌وجوها، علایق، موقعیت مکانی، ارتباطات، تصاویر و الگوی استفاده از اینترنت، همگی می‌توانند داده تولید کنند.

یونیسف هشدار داده است که هر کلیک، اشتراک‌گذاری، نظر و پست می‌تواند بخشی از سابقه دیجیتال فرد ایجاد کند و کودکان امروز بیش از گذشته در معرض خطرهای مرتبط با حریم خصوصی، هویت و شهرت قرار دارند.

اینجا مسئله فیلترشکن به مسئله بزرگ‌ تری متصل می‌شود: کودکی که هنوز نمی‌داند «ردپای دیجیتال» چیست، ممکن است وارد محیط‌هایی شود که اطلاعات او را برای مدت طولانی ذخیره و تحلیل می‌کنند.

از نگاه سیدناصری نیز یکی از حقوق مهم کودکان در عصر فناوری، امکان ناشناخته ماندن و داشتن خلوت دیجیتال است؛ مفهومی که با گسترش هوش مصنوعی و فناوری‌های تحلیل رفتار، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در واقع، کودک فقط نباید از محتوای خطرناک محافظت شود؛ باید از تبدیل شدن خودش به «داده» نیز محافظت شود.

خانواده؛ بین کنترل، اعتماد و ناتوانی دیجیتال

دراین میان، خانواده در خط مقدم قرار دارد؛ اما نمی‌توان تمام بار مسئولیت را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که خودشان برای دسترسی به بسیاری از خدمات و پلتفرم‌ها از ابزارهای مشابه استفاده می‌کنند، نمی‌توانند صرفاً با یک دستور «فیلترشکن نصب نکن» مسئله را حل کنند.

از طرف دیگر، کنترل افراطی نیز می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. کودک یا نوجوانی که احساس کند والدین قصد دارند تمام زندگی دیجیتال او را زیر نظر بگیرند، ممکن است به سمت مخفی‌کاری بیشتر برود.

یونیسف در توصیه‌های خود به والدین بر گفت‌ وگوی باز و غیرقضاوتی با نوجوانان تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند والدین به جای صرفاً نظارت، در کنار فرزند خود فضای دیجیتال را بشناسند، درباره پلتفرم‌ها گفت ‌وگو کنند و او را برای مواجهه با خطرها آماده کنند.

این رویکرد، تفاوت میان «والدگری دیجیتال» و «کنترل دیجیتال» است؛ والدگری دیجیتال یعنی پدر و مادر بدانند فرزندشان کجا حضور دارد، چه می‌بیند، چه کسانی با او ارتباط دارند و اگر اتفاقی افتاد، فرزند بتواند بدون ترس آن را با خانواده در میان بگذارد؛ کودک نباید از ترس تنبیه، خطر را پنهان کند.

مدرسه و سیاست‌ گذار؛ جای خالی آموزش واقعی

اگر قرار باشد مسئله استفاده کودکان از فیلترشکن فقط با برخورد سلبی یا توصیه‌های خانوادگی حل شود، احتمالاً نتیجه پایدار نخواهد بود.

کودکان امروز باید از سال‌های ابتدایی مدرسه، سواد رسانه‌ ای را به عنوان یک مهارت زندگی بیاموزند: چگونه یک خبر جعلی را تشخیص دهند؟ چگونه با فرد ناشناس برخورد کنند؟ چه اطلاعاتی را نباید منتشر کنند؟ چگونه مجوزهای یک برنامه را بررسی کنند؟ اگر تهدید یا اخاذی آنلاین اتفاق افتاد، به چه کسی مراجعه کنند؟ چگونه تبلیغات و محتوای دستکاری‌شده را بشناسند؟ این آموزش‌ها باید عملی باشند، نه صرفاً چند صفحه در کتاب درسی.

از سوی دیگر، سیاست‌ گذاری نیز باید از نگاه صرفاً فنی به اینترنت فاصله بگیرد. در سال ۲۰۲۶، یونیسف بر ضرورت همکاری میان دولت‌ها، شرکت‌های فناوری، خانواده‌ها، مدارس و جامعه مدنی برای حفاظت از کودکان تأکید کرده و هشدار داده است که خطرهای آنلاین مرز جغرافیایی نمی‌شناسند و هیچ نهاد واحدی به تنهایی نمی‌تواند از کودکان محافظت کند.

این نکته برای ایران نیز اهمیت دارد؛ زیرا هر سیاستی درباره دسترسی کودکان به اینترنت باید هم‌زمان سه هدف را دنبال کند: دسترسی، امنیت و آموزش؛ اگر یکی حذف شود، دو تای دیگر نیز ناقص خواهند بود.

آینده‌ای که از صفحه موبایل شروع می‌شود

بحث فیلترشکن کودکان در نهایت بحث یک نرم‌ افزار نیست؛ این مسئله به پرسش بزرگ‌ تری درباره نوع جامعه‌ای که برای نسل آینده می‌سازیم بازمی‌گردد.

اگر کودک از همان سال‌های نخست حضور دیجیتال یاد بگیرد که حریم خصوصی اهمیتی ندارد، هر برنامه‌ ای را بدون بررسی نصب کند، هر محتوایی را بدون تحلیل بپذیرد و در برابر افراد ناشناس بدون شناخت ارتباط برقرار کند، مسئله فقط یک خطر امروز نیست؛ الگویی است که می‌تواند تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.

در مقابل، اگر کودک از همان ابتدا یاد بگیرد که اینترنت هم مانند خیابان، مدرسه و جامعه واقعی، هم فرصت دارد و هم خطر؛ اگر بداند اطلاعات شخصی‌اش ارزشمند است؛ اگر بتواند محتوای جعلی و دستکاری‌شده را تشخیص دهد و اگر مطمئن باشد در صورت مواجهه با تهدید می‌تواند به یک بزرگسال مورد اعتماد مراجعه کند، آن‌گاه فناوری می‌تواند از یک تهدید بالقوه به یک فرصت واقعی تبدیل شود.

عدد ۲۳ درصد، اگرچه تنها یک آمار است، اما می‌تواند نقطه شروع یک پرسش جدی باشد: چرا کودکان ما برای حضور در جهان دیجیتال به فیلترشکن نیاز پیدا کرده‌اند و پس از ورود، چه کسی مسئول امنیت آنهاست؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان فقط در تلفن همراه کودک جست‌ وجو کرد؛ خانواده، مدرسه، پلتفرم‌ها، سیاست‌ گذاران و نظام آموزشی، همگی بخشی از پاسخ‌اند.

کودک امروز در جهانی بزرگ می‌شود که مرز میان زندگی واقعی و دیجیتال تقریباً از میان رفته است. بنابراین همان‌طور که جامعه برای عبور کودک از خیابان، آموزش، قانون، مراقبت و نظارت فراهم می‌کند، برای عبور او از بزرگراه دیجیتال نیز باید چنین سازوکاری وجود داشته باشد.

فیلترشکن شاید برای یک بزرگسال فقط یک ابزار باشد؛ اما وقتی پای کودک به میان می‌آید، مسئله بزرگ ‌تر می‌شود؛ کودک نباید اولین درس اینترنت را از یک ابزار دور زدن محدودیت یاد بگیرد؛ اولین درس او باید شناخت، احتیاط، سواد رسانه‌ای و حق برخورداری از یک محیط دیجیتال امن باشد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha